ميرزا حسين خان مبصر السلطنه
79
مراسلات طهران ( فارسى )
پانزده قربانت شوم ! تعليقهء شريف ، حاوى سلامتى آن محبوب جان ، شرف وصول ارزانى داشت . در باب نامعيّن بودن تكليف در اقامت و عدم اقامت در آن و لا براى سال نو ، شرحى مرقوم فرموده بوديد و حال اين كه لازم است الحال دستورالعمل سنهء آتيهء شما را بفرستند تا بدانچه مقتضى است ، مقدّمتا معمول داريد . آنچه مخلص تصوّر مىنمايد ، اين است كه وسايط شايد مسامحه و مساهله دارند ، نه انقلابات متصوّره و دول خارجه مداخله در تغييرات و عزل و نصب داخله ندارند ، منتها اين است اظهار رأى و عقيده مىكنند و اگر امرى صورت دهد كه مغاير صلاح دولت و ملّت و آنها باشد ، رسما با كمال سختى مذاكره خواهند كرد و چنين امرى از اين تغييرات داخلى براى هيچكدام صورت وقوع ندارد . حرفهاى مردم حدّ سياست است . بارى ، در باب اين كه الياهوى يهودى اظهار داشته است كه پنج هزار و ده شاهى تنزيل تعويق وجه برات را به آدم مخلص عايد داشته است ، آدم مخلص قسمها ياد كرد كه اين مطلب صدق نيست ، و قرار داده است يك غلام سفارتى فرستاده ، تحقيق اين مسأله را بنمايد . مىگويد : « از بس رفتم مطالبهء وجه كردم ، وقتى كه تنخواه را حوالهء صرّاف كرد ، سى شاهى به اسم پول چاى به جهت حقّ القدم من تعارف داد . » حال باوجود اين قسمهايى كه به صدق قول خودش خورده ، غلام خواهم فرستاد و پس از تحقيق ، واقع اين كار را به عرض حضور سركار خواهد رسانيد . سياههء اسباب سركار مقرّب الخاقان حاجى على محمّد خان را ارسال فرموده بوديد كه اسبابى كه از ايشان نزد مشهدى حاجى آقا بوده ، در آن سياهه نبود و